تعریف استرس
تعاریف بسیاری از استرس وجود دارد .
اما یک تعریف کلی از استرس ، که توسط هنس سلای که برخی او را پدر تحقیق درباره ی
استرس می دانند ، مطرح شده است این گونه است :
استرس عکس العمل نامعین انسان است در مقابل فشار یا استرس واکنش فیزیولوژیک بدن ماست در
مقابل هر تغییر ، تهدید و فشار بیرونی یا درونی است که تعادل روانی ما را بر هم می
زند .
امروزه بیشترین استرسی که ما تجربه می کنیم ، در ذهنمان به وجود می
آید .
هنگامی که ما خود را با خطراتی همچون از دست دادن شغل ، عدم موفقیت و ...
رو در رو می بینیم ، نگران می شویم .
استرس را همچنین می توانیم به عنوان یک حالت عدم توازن بین
فشارهای وارده و توانائی های خود برای مقابله با آن فشارها بدانیم . این حالت بیشتر
زمانی اتفاق می افتد که ما فکر می کنیم اگر با فشار درست مقابله کنیم ، نتیجه خیلی
متفاوت خواهد بود با زمانی که اصلاً با آن مقابله نکنیم یا درست به مقابله با آن
برنخیزیم.
برای
مثال ، اگر از شما خواسته شود ، یک بروشور بازاریابی تهیه کنید ، در صورتی که از
دانش خود درباره ی محصول و توانائی خویش برای دسته بندی اطلاعات و نحوه تبلیغ مطمئن
باشید و بتوانید تصاویر جالبی برای بروشور تهیه کنید ، استرس کمتری را تجربه خواهید
کرد تا اینکه دانش کافی نداشته باشید ، نویسنده ی خوبی هم نباشید و خلاق هم نباشید
. اگر قرار باشد از بهترین مشتریان شرکت خواسته شود که با توجه به بروشور تبلیغاتی
شما در مورد محصول جدید شرکت نظر بدهند ، استرس این وضعیت دو برابر وضعیت قبلی
خواهد بود .
ج) انواع استرس
همه ی استرس ها
ناخوشایند نیستند . هنس سلای می گوید : (( دو نوع استرس وجود دارد : خوشایند و
ناخوشایند )) معمولاً موقعی که ما درباره ی استرس صحبت می کنیم ، به استرس
ناخوشایند اشاره داریم . با وجود این ، همه ی ما در بعضی وضعیتها و اتفاقات خوشایند
، استرس خوشایند را هم تجربه کرده ایم . مثلاٌ در عروسیها ،
هنگام تولد فرزندان ، هنگام گرفتن ارتقا یا گرفتن پاداش ، هنگام دیدن دوستان قدیمی
و غیره .
د) عوامل استرس
زا :
اینکه چیزی استرس زا هست یا نه ، تا حدود زیادی
به نحوه ی تفکر و نگرش ما درباره ی آن بستگی دارد . این نگرش ممکن است در حالات
مختلف ، متفاوت باشد .
مثلاً اگر امروز همسرتان از شما بخواهد که نسخه
ای را برای او از داروخانه بگیرید ، ممکن است بدون هیچ ناراحتی قبول کنید ، اما در
یک روز دیگر که سرتان کاملاً شلوغ است ، به راحتی این درخواست را قبول نمی کنید و
ممکن است با همسر خود در این باره جر و بحث کنید . در نتیجه استرس بوجود می
آید . عوامل استرس زا هم مثل خود استرس به دو دسته
تقسیم میشوند :
استرس زاهای خوشایند و ناخوشایند . که در این
مورد هم در بسیاری از مواقع ، واکنش افراد مختلف در برابر یک عامل استرس زا متفاوت
است .
استرس از دو جا می آید : درون جسم یا فکر ما و
بیرون بدن ما
استرس زاهای درونی هم با بیولوژی فرد رابطه دارند و هم با ویژگیهای شخصیتی
او .
بیولوژی
بعضی افراد صبح ها بهتر
می توانند کار کنند . آنها ترجیح می دهند صبح زود بیدار شوند و کار خود را همان وقت
شروع کنند . بعضی دیگر بعدازظهرها یا حتی در ساعت های آخر شب بهتر کار می کنند .
بنابراین دوره های پرانرژی بودن از نظر بیولوژیکی در طول شبانه روز برای افراد
مختلف ، متفاوت است و به نظر می رسد که این مسأله با استرس ارتباط داشته
باشد .
علاوه بر این بعضی از ما به دلیل مسائل ژنتیکی
نسبت به بعضی بیماری ها ، آلرژی ها و ناتوانی ها حساس تر هستیم . این ناراحتی ها و
بیماری ها تعادل ما را بر هم می زنند ، توان ما را کاهش می دهند و در نتیجه کارایی
ما را پایین می آورند . وقتی ما در حالت مریضی یا ناراحتی کار می کنیم ، بدنمان سخت
کار می کند تا دوباره تعادل خود را به دست آورد و مقدار زیادی از انرژی صرف این
مورد می شود . در نتیجه ، نمی توانیم کارایی خوبی داشته باشیم . شخصی که مریض است زیر نوعی فشار (استرس) قرار
دارد .
ویژگی های
شخصیتی
نحوه ی برداشت افراد از دنیا متفاوت است و هر کس با دید خاص خود به آن می
نگرد . حتی نحوه ی برداشت افراد از یکدیگر هم متفاوت است . احساس ما درباره ی ارزش
خود و تصوری که از خود داریم ، نیاز ما برای کنترل ، ارزشهای ما ، نظام اعتقادی ما
و پیامهای درونی ما همه جزئی از ساختار ما هستند .
به راحتی می توان فهمید
که چگونه تصور از خود ، روی برداشت ما از فاصله ی بین میزان فشار و میزان
تواناییمان اثر می گذارد . فردی که از خود تصور مثبتی دارد ، به بیشتر فشارها به
عنوان چالش نگاه می کند . او درون خود را احساس می کند که می تواند بر این چالش ها
غلبه کند . برعکس ، فردی که از توانائیهای خود تصور منفی دارد ، مشکلات برایش
بزرگتر جلوه می کند و در نتیجه ، احساس می کند که فاصله بین میزان فشار و
توانائیهای او زیاد است و در نتیجه ، به سختی خواهد توانست بر مشکلات غالب
شود .
عوامل استرس زای بیرونی را به سه دسته می توان
تقسیم کرد :
شخصی ، محیطی ، شغلی .
استرس زاهای شخصی مثل طلاق ، فشارهای تحصیلی ،
ملاقاتها ، وظایف مالی ، مشکلات قانونی ، پرورش بچه ها و ....
استرس زاهای محیطی مانند : سر و صدای زیاد ،
آلودگی هوا ، درجه ی حرارت خیلی بالا یا پایین ، شلوغی و ازدحام جمعیت
و ...
استرس زاهای شغلی مثل : حجم کاری بیش از اندازه
، تغییر یافتن وظایف ، عدم حمایت رییس ، بی احترامی همکاران ، بیکار شدن ، آموزش
ناکافی ، کمبود اطلاعات ، مهلت ناکافی برای انجام دادن کارها ، محرومیت از حق
انتخاب ، حقوق ناکافی و ....
سه موضوع دیگر نیز بر
استرس اثر می گذارند :
الف ) تفاوتهای
فردی
ما مقداری استرس برای جمع آوری ثروت ، مقام ، رضایت و شادی قبول می کنیم .
اما این قبول کردن تفاوت دارد .
واکنش افراد را نسبت به
یک عامل استرس زا نمی توان پیش بینی کرد . زیرا ممکن است هر کسی به نحوی واکنش نشان
دهد .
ب) نداشتن اختیار عمل
تحقیقی در سال
۱۹۹۰ نشان داده است که استرس زا ترین شغل ها الزاماً شلوغ ترین
یا خطرناک ترین شغل ها نیستند . بلکه شغل هایی هستند که در آنها از افراد انتظارات
بالایی می رود ، اما در عین حال اختیار عمل بسیار کمی دارند ) مثل دستیاران اجرایی(
ج) تغییر
یکی از بزرگترین منابع
استرس تغییر است .
این عامل نیز تا حد بالایی به نگرش افراد بستگی
دارد .
استرس زا ترین تغییر زمانی است که فرد چیزی را
که برایش اهمیت بسیار دارد ، یا فردی را که در زندگی اش نقش مهمی ایفا می کند ، از
دست بدهد .
نظریه های استرس
الف ) تئوری فرایدمن و روزنمن ( نظریه ی سبک رفتاری A و B )
|
گروه A |
گروه B |
|
حرکاتش با عجله همراه است . |
عجله ندارد . |
|
غذایش را سریع می خورد. |
آرام غذا می خورد. |
|
با
عجله صحبت میکند. |
آرام صحبت میکند. |
|
اغلب احساس بی صبری می کند. |
صبور است . |
|
در
کارش رقابتی است. |
در
کارش با دیگران همکاری می کند. |
|
به
وقت خیلی اهمیت می دهد و سعی می کند هر کاری را سر وقت انجام
دهد. |
به
وقت زیاد اهمیت نمی دهد و گاهی کارهایش را دیر انجام می
دهد. |
|
خیلی زود ناراحت یا عصبانی میشود. |
زود
ناراحت نمی شود و آسان گیر است. |
|
بسیار بلند پرواز و جاه طلب است. |
به
آن چه دارد راضی است. |
|
پر
انرژی و آماده برای عمل است. |
خونسرد و آرام است. |
|
در
هنگام بیکاری ، بیقرار است. |
از
بیکاری لذت می برد. |
|
اغلب سعی می کند چندین کار را بطور هم زمان انجام
دهد. |
هر
کاری را در زمان خود و با حوصله انجام می
دهد. |
ب) تئوری سازگاری فرد با
محیط :
هرچه فرد با شرایط سازگاری کمتری داشته باشد ،
یا آنرا دوست نداشته باشد، میزان استرس او بیشتر خواهد بود .
واکنشهای فیزیولوژیک
الف ) بدن به محض احساس
خطر ، خود را برای مقابله با وضعیت خطرناک آماده می کند .
سیستم عصبی برای ایجاد انرژی بیشتر ، مواد
شیمیائی خاصی را در بدن آزاد می کند . در سراسر بدن ، سلولهای چربی از خود انرژی
آزاد میکنند .
و این باعث موارد زیر می شود : تغییر در نحوه
تنفس ، عرق کردن یا سرخ شدن ، اختلال در حرکات معده ، انقباض ماهیچه ها ، افزایش
ضربان قلب
ب ) در اثر واکنش بدن در مرحله ی اول انرژی زیادی به وجود می آید تا بدن به
حال عادی برگردد. به این انرژی اضافی ، انرژی سازگاری گویند .
ج)اگر خطر ادامه یابد ، انرژی سازگاری مرحله دو
صرف می شود و مرحله ی سوم (ازتوان افتادگی) پیش می آید که در آن برخی از
ویژگیهای مرحله ی اول به وجود می آیند . اما زود از بین نمی روند که به آن از توان
افتادگی شدید گویند . مثل مشکل در خوابیدن ، نداشتن شور و شوق ، عدم اعتماد به نفس
، ناتوانی در تصمیم گیری و غیره .. و در نتیجه منزوی شدن و اگر درمان صورت نگیرد به
حملات قلبی و زخم های شدید در دستگاه گوارش و ... منجر می شود . اثبات شده است که افراد گروه A به احتمال زیاد مدتی از عمر خود را به
دلیل مشکلات قلبی و استرسی در بیمارستان خواهند بود . افراد نوع A در شغل خود موفق تر خواهند بود ، و به
ندرت از آنچه دارند ، راضی هستند ، اما خطر بیشتری هم در کمین دارند .
علائم فیزیکی و روانی
استرس به طور کلی به شرح زیر هستند :
فیزیکی :
تپش غیر عادی قلب ، مشکل تنفسی ، درد سینه ،
گیج بودن ، ناخن جویدن ، درد معده ، سر درد ، فشاربالا ، خستگی و بی خوابی
و ...
روانی :
کاهش انرژی ، اشتهای کم
یا زیاد ، سیگار کشیدن ، احساس شکست ، احساس تنهایی و غیره .
مقابله با استرس :
الف) حذف یا کاهش عوامل استرس زا
حذف یا کاهش عوامل استرس
زا به طور کامل یا حتی تا حد ممکن می تواند آسان ترین و در عین حال سخت ترین راه
برای مقابله با فشارهای زندگی باشد .
اما شما تا چه حد مایل
هستید که یکی از استرس زاهای خود را حذف کنید ؟
اگر بدانید که بزرگترین
استرس زا در زندگی شما شغلتان است ، آیا حاضرید شغل خود را کنار بگذارید
؟
اگر می توانید این کار را بکنید ، از این راه استفاده کنید ، چون مستقیم
ترین راه برای برخورد با چنین مشکلاتی همین است .
اما به احتمال زیاد
راههای دیگری هم برای برخورد با اینگونه استرس ها وجود دارد .
برای کاهش عامل استرس زا نیز می توان از
اقداماتی همچون کنترل زندگی شخصی خود و کنترل شغل یا کار استفاده کرد .
ب) تغییر نگرش نسبت به عوامل استرس
زا
دومین فرصت ما برای مقابله با استرس در مرحله ی دوم چرخه ی آن است . در این
مرحله ، میزان اثر استرس وارد بر ما به برداشت ما از استرس زا بستگی
دارد .
تغییر نگرش می تواند ساده به نظر برسد ، اما
تعداد کمی قادر به انجام آن به راحتی هستند .
اگر تغییر برداشت واقعاً
آسان بود تنها چیزی که برای انجام آن لازم می نمود ، این بود که ما به محض روبرویی
با یک مشکل ، به خود بگوییم (( چنین برداشتی از این قضیه بر من اثر نامطلوبی دارد .
پس بهتر است به طور دیگری به آن نگاه کنم ))
ج)توسعه و افزایش
مکانیسم های مقابله با استرس
مکانیسم های مقابله ای ،
الگوهای فکری یا عادت های رفتاری هستند که اثر استرس زا ها را کاهش می دهند یا خنثی
می کنند . این مکانیسم ها به ما کمک می کند که احساسات خود را راحت تر کنترل کنیم و
در برابر وضعیتهای استرس زا به شکل بهتری عکس العمل نشان دهیم . همه ی ما ذاتاً
دارای مکانیسم های دفاعی خاصی هستیم که به محض نیاز به آنها ، فوراً در بدن فعال می
شوند .
در چرخه ی استرس ، سومین جایی که ما می توانیم
آن را در زندگی خود کاهش دهیم در این مرحله ، مرحله ی توسعه ی مکانیسم های دفاعی ،
می باشد .
مکانیسم های مقابله ای نادرست :
بسیاری از مردم برای مقابله با استرس از
مکانیسم های نادرست استفاده می کنند .
بیشتر این مکانیسم های
نادرست فقط برای فرار از استرس زا یا فراموش کردن آن برای مدتی کوتاه می باشد . به
این روش های مقابله ای ، اصطلاحاً فرار از مشکل گفته می شود . استفاده از
داروهای نسخه ای ، نیکوتین ، و حتی کافئین همه جزو روشهای مقابله ای نادرست محسوب
می شوند .
مکانیسم های مقابله ای درست :
این مکانیسم ها شامل مواردی همچون : آرام کردن
بدن ، شل کردن و آرام کردن ماهیچه ها ، کشیدن عضلات ، تجسم ، خواب ، آرام کردن ذهن
، در میان گذاشتن افکار و احساسات خود با دیگران ، مدیریت زمان ، فعالیت فیزیکی ،
ماساژ ، خندیدن و ... می باشد